سفارش تبلیغ
صبا
درباره
احمد آدینه خیرآبادی[43]

من از نسل سرخم ، نسل خون ، ایثار واز خودگذشتگی و با این چیزها ازبچگی بزرگ شده ام وخوب می فهمم جنگ چیست . وشاید یکی از دلایلی که به نقد جنگ پرداخته ام همین باشد...

جستجو
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ

****شهرستان بجنورد****
نگاهی به اسم او
سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani
حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد
مذهبی فرهنگی سیاسی عاطفی اکبریان
خبر روز
.: شهر عشق :.
● بندیر ●
شــــــهدای روستای مـــکـــی کوهسرخ
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
به نام وجود باوجودی که وجودبی وجودم زوجود با وجودش شده موجود
اواز قطره
هرچه می خواهد دل تنگت بگو(مشاوره و مقاله و دانلود)
دوزخیان زمین
پایگاه اطلاعاتی و کاربردی شایگان
پیامبر اعظم(صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم) - The Holy Propht -p.b.u.h
عــــشقـــــولـــــک
هیات حسن جان
پنجره فولاد-صابر خراسانی
احمد بابایی
سلسله2 احمد بابایی
فربود شکوهی
گروه ایران واسلام
آموزش و ترفند رجیستری و ویندوز و اینترنت و کد جاوا و ...
علی اصغر عبادی
مسعود ده نمکی
امام المسلمین سید علی خامنه ای
سید شهیدان اهل قلم
علامه حسن زاده آملی
استاد مطهری
حاج آقا انجوی نژاد
سبکبالان
شهید چمران
خبرگزاری مهر
خبرگزاری دانشجویان دانشگاه شریف
جوادی آملی
سایت خبری خدمت
پایگاه اطلاع رسانی رهبر معظم انقلاب
دکتر احمدی نژاد
محکومیت اهانت به پیامبر
مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن
سایت تبیان
سید حسن نصرالله
کاغذکنان
پایگاه وبلاگ نویسان حامی مقاومت اسلامی
مرجع تصاویر دکتر احمدی نژاد
طهرانسر
موکب الاحزان
جبهه پایداری انقلاب اسلامی
15خرداد42
تاریخ ایرانی
هیئت خادمین آل یاسین(ابوذر)
کاربردی



ابر برچسب ها
دفاع مقدس از زبان شهیدان[46] ، مرتضی جون میدونم زنده ای و نمردی[9] ، تخریب قبور شهدا[4] ، تخریب قبور شهدا به چه قیمتی ؟[2] ، جوانان و مسائل آنان به زبان خودشان[1] ، حاجیان قربانیتان قبول،قربانی بدون وجود امام چیست؟[1] ، خاطرات شخصی[1] ، امان ز خنده های بچه های شام[1] ، انتخاب88[1] ، با ولایت زنده ایم تا زنده ایم رزمنده ایم- شهدای دفاع مقدس- آقا-[1] ، بازسازی بنیاد شهید خانواده شهدا و ایثارگران[1] ، برداشت = سخنان بزرگان[1] ، به آمریکا بگوئیداز دست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر[1] ، بهشت زهرا-گلزار-ساماندهی-تخریب-امام حسین- امام خمینی-ظهور-امام خ[1] ، منافق حیا کم مملکت رو رها کن[1] ، مهدی بیا-شب هجران -سحر-صاحب الزمان[1] ، نجوا با پیامبر اعظم / عزا عزاست امروز روز عزاست امروز / فاطمه مر[1] ، هرکه دارد سر یاری حسین بسم الله هرکه دارد هوس کرب و بلا بسم الله[1] ، ولایت فقیه - امام المسلمین - علی زمان[1] ، یا صاحب الزمان[1] ، اتخاب 88[1] ، دل نوشته[1] ، سایر دوستان[1] ، سخنی با میرحسین[1] ، سردار سلیمانی ،حاج قاسم[1] ، سلام بر امام رضا=غریب الغرباء= معین الضعفاء الفقراء[1] ، شهدا-تخریب-آدینه- حاج همت- براتی-بازسازی گلزار شهدا- یهشت زهرا[1] ، شهدا-تخریب-بازسازی-امام حسین-امام خمینی-امام خامنه ای-آدینه[1] ، شهدای ایران-تخریب گلزار شهدا- آدینه- براتی-بازسازی- تخریب- بهشت[1] ، شهید بهشتی[1] ، شهید خیرآبادی را زبان مادرش باید شناخت ، من مدیون اشکان مادرم هس[1] ، شهیدان را شهیدان می شناسند[1] ، شهیدان زنده -پیچک-لشکر ویژه سید الشهداء -لشکر 27[1] ، غزه شهر خون و قیام[1] ، غزه می جنگ / اسرائیل می لرزد[1] ، گلزار شهدا- براتی- آدینه-خیرآبادی - امام خمینی- امام خامنه ای- د[1] ، امام خامنه ای و درک ضعیف ما[-2] ،
آمار وبلاگ
  • کل بازدید: 120428
  • بازدید امروز: 13
  • بازدید دیروز: 12
  • تعداد کل پست ها: 103

سید شهیدان اهل قلم آقا سید مرتضی آوینی :

زمستان سپری شد و سیاهی به زغال ماند و چه باید گفت آنجا که بسیجیان راه صدساله را یک شبه پیمودند و پای نهادند بر معارجی از نور که عرفای سینه سوخته و مدعیان سلوک را به آنجا نپذیرفته اند ، با همه آن هشتاد سال شبها را شب زنده داری و روزها را روزه داری .

وقتی حضرت امام بفرمایند (( در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی ام ))، آنها که افتخارشان به شاگردی امام و نوکری دربانی اوست چه بگویند؟واگر امام را خود نشناخته باشیم ، از آنان که شناخته اند شنیده ایم که آنچه خوبان همه دارند ، او به تنهایی دارد؛جان به فدایش . و اگر نه اینچنین بود ،

مرتضی ما را ببر

خداوند او را شایستگی مقام و منزلتی اینچنین و شان و مرتبتی این همه نمی بخشید. (انفطار صورت ، ص 44-45 )

نجوایی با آقا سید مرتضی :

آری این چنین شد ، آقا سید مرتضی ، روسیاهی برای زغال ماند ، اما این سیاهی روی برخی اززغال هم بیشتر است ،

آری ، آقا سید مرتضی ، بچه که بودم در حریم راه آهن می ایستادم تا قطار حرکت کند و رزمندگان از قطار برایم دست تکان می دادند و یک روز یکی از آنها برایمان یک سربند پرتاب کرد و خود در قطار رفت.

آری ، آقا سید مرتضی، بچه که بودم خیلی دوست داشتم برای یک بار هم شده امام را از نزدیک ببینم ، خیلی دوست داشتم که امام دستی هم بر سر ما بکشد ، اما چقدر زمان سریع گذشت ، جنگ تمام شد ، و بعد به یکباره رسیدیم به سوم ابتدایی سال 68 و خرداد ماه رسید و سپری شد و شد 14 خرداد هم آمد ، اخبار شروع کرد به گفتن

صدا آشنا بود بله حیاتی بود و شروع کرد به صحبت و کاش نمی گفت :

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایتها النفس المطمئنه ، ارجعی الی ربک راصیة مرضیه ، فادخلی فی عبادی ، وادخلی جنتی

انالله و اناالیه راجعون

روح خدا به ملکوت اعلی پیوست

روح بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی به ملکوت اعلا پیوست

روح پیشوای آزادگان جهان به ملکوت اعلا پیوست

و از این دست صحبتها فضای جامعه را پرکرد.

آری ، آقا سید مرتضی ، آنانی که جام زهر را به خمینی نوشاندند ، حالا دیگر راحت شده بودند، جنگی در کار نیست ، شهدا و خانواده هایشان ، جانبازان ، شیمیائی ها ، قطع نخاعی ها ، موجی ها باید به موزه بروند .

دوران ساختن است ، همان زمان را می گویم که توسعه را نقد کردی ، روایت فتح را ساختی ، دردل حکومت اسلامی بدنبال کپی برداری سیاستهای بانک جهانی بر آمدند ، بله سیاست تعدیل ، ژاپن اسلامی ، در دل حکومت اسلامی کاپیتالیسم را بوجود آوردند که با روح اقتصاد اسلامی سازگاری ندارد و به تبع آن فرهنگ لیبرالی که منتج به برهنگی و از بین رفتن فرهنگ اسلامی و ملی خواهد شد و تورم 49 درصدی را مردم که تا دیروز به کاخ نشینان می ارزیدند ، تاریخ مصرفشان تمام شد. و هرکس را کهتوانستند از آن خود کردند و بقیه را هم جور دیگر ساکت کردند.

آری ، آقا سید مرتضی ، تو هم پرکشیدی و در فکه آرام شدی ، خوش بحالت و تو نیز راه صدساله را یک شبه پیمودی وچه راحت شدی زمان بعد را ندیدی .

آه این چه حرفی است که زدم ،مگر نه این است که شهید زنده است و حی و حاضر ، همه چیز را می بیند و نظارت می کند : آخر خودت گفتی که پندار ما اینست که شهدا رفته اند و ما مانده ایم ، حال آنکه شهدا مانده اند و زمان ما را با خود برده است .

بله دیگری آمد با شعار تساهل و تسامح ، حالم بد می شود وقتی درباره فتنه های بوجود آمده در آن دوران فکر می کنم ، به بهانه های واهی جامعه را به آشوب کشیدند وکار رابه جائی رساندند که عکس این سید بزرگوار و امام المسلمین را پاره کردند و خون بر دل ملت و حزب الله کردند .

آری ، آقا سید مرتضی ، زمان اینان نیز سپری شد و مردی آمد از جنس رزمندگان ، خط شکنان ، منتها قیافه نداشت ، تریپ باکلاس نداشت ، ادکلن قیمت بالا نمی زد، به یک معنا مرد عمل بود نه حرف .

آری ، آقا سید مرتضی دوباره قصل انتخاب است و برای من و تو حزب اللهی ملاک و معیار گفته های رهبری است ، نه سیاسیون بی درد که مردم را فقط در انتخابات می شناسند و بس.

آری آقا سید مرتضی ، همه جمع شده اند تا مانع از انتخاب این فرد شود و هر دلیلی پشت پرده باشد مهم نیست ، پولهای اینان ارزش و اعتبار نمی آورد هرچند که اصحاب زر و زور و تزویر دور هم جمع شوند ، ولی ما چیزی داریم که اینان ندارند و آن شهداست و آنانی که در قاموس این سیاسیون تعریفی ندارند ولی حرجی نیست .

آری ، آقا مرتضی ، وعده دیدار نزدیک است ....

آری ، آقا مرتضی ، دستی هم بر سر من بینوا بکش شاید که ...

و چه خوب گفته است خمینی کبیر :

غم مخور ایام هجران رو به پایان می رود

این خماری از سر ما میگساران می رود




برچسب ها : مرتضی جون میدونم زنده ای و نمردی



سید شهیدان اهل قلم آقا سید مرتضی آوینی :

زمستان سپری شد و سیاهی به زغال ماند و چه باید گفت آنجا که بسیجیان راه صدساله را یک شبه پیمودند و پای نهادند بر معارجی از نور که عرفای سینه سوخته و مدعیان سلوک را به آنجا نپذیرفته اند ، با همه آن هشتاد سال شبها را شب زنده داری و روزها را روزه داری .

وقتی حضرت امام بفرمایند (( در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی ام ))، آنها که افتخارشان به شاگردی امام و نوکری دربانی اوست چه بگویند؟واگر امام را خود نشناخته باشیم ، از آنان که شناخته اند شنیده ایم که آنچه خوبان همه دارند ، او به تنهایی دارد؛جان به فدایش . و اگر نه اینچنین بود ،

مرتضی ما را ببر

خداوند او را شایستگی مقام و منزلتی اینچنین و شان و مرتبتی این همه نمی بخشید. (انفطار صورت ، ص 44-45 )

نجوایی با آقا سید مرتضی :

آری این چنین شد ، آقا سید مرتضی ، روسیاهی برای زغال ماند ، اما این سیاهی روی برخی اززغال هم بیشتر است ،

آری ، آقا سید مرتضی ، بچه که بودم در حریم راه آهن می ایستادم تا قطار حرکت کند و رزمندگان از قطار برایم دست تکان می دادند و یک روز یکی از آنها برایمان یک سربند پرتاب کرد و خود در قطار رفت.

آری ، آقا سید مرتضی، بچه که بودم خیلی دوست داشتم برای یک بار هم شده امام را از نزدیک ببینم ، خیلی دوست داشتم که امام دستی هم بر سر ما بکشد ، اما چقدر زمان سریع گذشت ، جنگ تمام شد ، و بعد به یکباره رسیدیم به سوم ابتدایی سال 68 و خرداد ماه رسید و سپری شد و شد 14 خرداد هم آمد ، اخبار شروع کرد به گفتن

صدا آشنا بود بله حیاتی بود و شروع کرد به صحبت و کاش نمی گفت :

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایتها النفس المطمئنه ، ارجعی الی ربک راصیة مرضیه ، فادخلی فی عبادی ، وادخلی جنتی

انالله و اناالیه راجعون

روح خدا به ملکوت اعلی پیوست

روح بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی به ملکوت اعلا پیوست

روح پیشوای آزادگان جهان به ملکوت اعلا پیوست

و از این دست صحبتها فضای جامعه را پرکرد.

آری ، آقا سید مرتضی ، آنانی که جام زهر را به خمینی نوشاندند ، حالا دیگر راحت شده بودند، جنگی در کار نیست ، شهدا و خانواده هایشان ، جانبازان ، شیمیائی ها ، قطع نخاعی ها ، موجی ها باید به موزه بروند .

دوران ساختن است ، همان زمان را می گویم که توسعه را نقد کردی ، روایت فتح را ساختی ، دردل حکومت اسلامی بدنبال کپی برداری سیاستهای بانک جهانی بر آمدند ، بله سیاست تعدیل ، ژاپن اسلامی ، در دل حکومت اسلامی کاپیتالیسم را بوجود آوردند که با روح اقتصاد اسلامی سازگاری ندارد و به تبع آن فرهنگ لیبرالی که منتج به برهنگی و از بین رفتن فرهنگ اسلامی و ملی خواهد شد و تورم 49 درصدی را مردم که تا دیروز به کاخ نشینان می ارزیدند ، تاریخ مصرفشان تمام شد. و هرکس را کهتوانستند از آن خود کردند و بقیه را هم جور دیگر ساکت کردند.

آری ، آقا سید مرتضی ، تو هم پرکشیدی و در فکه آرام شدی ، خوش بحالت و تو نیز راه صدساله را یک شبه پیمودی وچه راحت شدی زمان بعد را ندیدی .

آه این چه حرفی است که زدم ،مگر نه این است که شهید زنده است و حی و حاضر ، همه چیز را می بیند و نظارت می کند : آخر خودت گفتی که پندار ما اینست که شهدا رفته اند و ما مانده ایم ، حال آنکه شهدا مانده اند و زمان ما را با خود برده است .

بله دیگری آمد با شعار تساهل و تسامح ، حالم بد می شود وقتی درباره فتنه های بوجود آمده در آن دوران فکر می کنم ، به بهانه های واهی جامعه را به آشوب کشیدند وکار رابه جائی رساندند که عکس این سید بزرگوار و امام المسلمین را پاره کردند و خون بر دل ملت و حزب الله کردند .

آری ، آقا سید مرتضی ، زمان اینان نیز سپری شد و مردی آمد از جنس رزمندگان ، خط شکنان ، منتها قیافه نداشت ، تریپ باکلاس نداشت ، ادکلن قیمت بالا نمی زد، به یک معنا مرد عمل بود نه حرف .

آری ، آقا سید مرتضی دوباره قصل انتخاب است و برای من و تو حزب اللهی ملاک و معیار گفته های رهبری است ، نه سیاسیون بی درد که مردم را فقط در انتخابات می شناسند و بس.

آری آقا سید مرتضی ، همه جمع شده اند تا مانع از انتخاب این فرد شود و هر دلیلی پشت پرده باشد مهم نیست ، پولهای اینان ارزش و اعتبار نمی آورد هرچند که اصحاب زر و زور و تزویر دور هم جمع شوند ، ولی ما چیزی داریم که اینان ندارند و آن شهداست و آنانی که در قاموس این سیاسیون تعریفی ندارند ولی حرجی نیست .

آری ، آقا مرتضی ، وعده دیدار نزدیک است ....

آری ، آقا مرتضی ، دستی هم بر سر من بینوا بکش شاید که ...

و چه خوب گفته است خمینی کبیر :

غم مخور ایام هجران رو به پایان می رود

این خماری از سر ما میگساران می رود




برچسب ها : مرتضی جون میدونم زنده ای و نمردی



سید شهیدان اهل قلم آقا سید مرتضی آوینی :

زمستان سپری شد و سیاهی به زغال ماند و چه باید گفت آنجا که بسیجیان راه صدساله را یک شبه پیمودند و پای نهادند بر معارجی از نور که عرفای سینه سوخته و مدعیان سلوک را به آنجا نپذیرفته اند ، با همه آن هشتاد سال شبها را شب زنده داری و روزها را روزه داری .

وقتی حضرت امام بفرمایند (( در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی ام ))، آنها که افتخارشان به شاگردی امام و نوکری دربانی اوست چه بگویند؟واگر امام را خود نشناخته باشیم ، از آنان که شناخته اند شنیده ایم که آنچه خوبان همه دارند ، او به تنهایی دارد؛جان به فدایش . و اگر نه اینچنین بود ،

مرتضی ما را ببر

خداوند او را شایستگی مقام و منزلتی اینچنین و شان و مرتبتی این همه نمی بخشید. (انفطار صورت ، ص 44-45 )

نجوایی با آقا سید مرتضی :

آری این چنین شد ، آقا سید مرتضی ، روسیاهی برای زغال ماند ، اما این سیاهی روی برخی اززغال هم بیشتر است ،

آری ، آقا سید مرتضی ، بچه که بودم در حریم راه آهن می ایستادم تا قطار حرکت کند و رزمندگان از قطار برایم دست تکان می دادند و یک روز یکی از آنها برایمان یک سربند پرتاب کرد و خود در قطار رفت.

آری ، آقا سید مرتضی، بچه که بودم خیلی دوست داشتم برای یک بار هم شده امام را از نزدیک ببینم ، خیلی دوست داشتم که امام دستی هم بر سر ما بکشد ، اما چقدر زمان سریع گذشت ، جنگ تمام شد ، و بعد به یکباره رسیدیم به سوم ابتدایی سال 68 و خرداد ماه رسید و سپری شد و شد 14 خرداد هم آمد ، اخبار شروع کرد به گفتن

صدا آشنا بود بله حیاتی بود و شروع کرد به صحبت و کاش نمی گفت :

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایتها النفس المطمئنه ، ارجعی الی ربک راصیة مرضیه ، فادخلی فی عبادی ، وادخلی جنتی

انالله و اناالیه راجعون

روح خدا به ملکوت اعلی پیوست

روح بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی به ملکوت اعلا پیوست

روح پیشوای آزادگان جهان به ملکوت اعلا پیوست

و از این دست صحبتها فضای جامعه را پرکرد.

آری ، آقا سید مرتضی ، آنانی که جام زهر را به خمینی نوشاندند ، حالا دیگر راحت شده بودند، جنگی در کار نیست ، شهدا و خانواده هایشان ، جانبازان ، شیمیائی ها ، قطع نخاعی ها ، موجی ها باید به موزه بروند .

دوران ساختن است ، همان زمان را می گویم که توسعه را نقد کردی ، روایت فتح را ساختی ، دردل حکومت اسلامی بدنبال کپی برداری سیاستهای بانک جهانی بر آمدند ، بله سیاست تعدیل ، ژاپن اسلامی ، در دل حکومت اسلامی کاپیتالیسم را بوجود آوردند که با روح اقتصاد اسلامی سازگاری ندارد و به تبع آن فرهنگ لیبرالی که منتج به برهنگی و از بین رفتن فرهنگ اسلامی و ملی خواهد شد و تورم 49 درصدی را مردم که تا دیروز به کاخ نشینان می ارزیدند ، تاریخ مصرفشان تمام شد. و هرکس را کهتوانستند از آن خود کردند و بقیه را هم جور دیگر ساکت کردند.

آری ، آقا سید مرتضی ، تو هم پرکشیدی و در فکه آرام شدی ، خوش بحالت و تو نیز راه صدساله را یک شبه پیمودی وچه راحت شدی زمان بعد را ندیدی .

آه این چه حرفی است که زدم ،مگر نه این است که شهید زنده است و حی و حاضر ، همه چیز را می بیند و نظارت می کند : آخر خودت گفتی که پندار ما اینست که شهدا رفته اند و ما مانده ایم ، حال آنکه شهدا مانده اند و زمان ما را با خود برده است .

بله دیگری آمد با شعار تساهل و تسامح ، حالم بد می شود وقتی درباره فتنه های بوجود آمده در آن دوران فکر می کنم ، به بهانه های واهی جامعه را به آشوب کشیدند وکار رابه جائی رساندند که عکس این سید بزرگوار و امام المسلمین را پاره کردند و خون بر دل ملت و حزب الله کردند .

آری ، آقا سید مرتضی ، زمان اینان نیز سپری شد و مردی آمد از جنس رزمندگان ، خط شکنان ، منتها قیافه نداشت ، تریپ باکلاس نداشت ، ادکلن قیمت بالا نمی زد، به یک معنا مرد عمل بود نه حرف .

آری ، آقا سید مرتضی دوباره قصل انتخاب است و برای من و تو حزب اللهی ملاک و معیار گفته های رهبری است ، نه سیاسیون بی درد که مردم را فقط در انتخابات می شناسند و بس.

آری آقا سید مرتضی ، همه جمع شده اند تا مانع از انتخاب این فرد شود و هر دلیلی پشت پرده باشد مهم نیست ، پولهای اینان ارزش و اعتبار نمی آورد هرچند که اصحاب زر و زور و تزویر دور هم جمع شوند ، ولی ما چیزی داریم که اینان ندارند و آن شهداست و آنانی که در قاموس این سیاسیون تعریفی ندارند ولی حرجی نیست .

آری ، آقا مرتضی ، وعده دیدار نزدیک است ....

آری ، آقا مرتضی ، دستی هم بر سر من بینوا بکش شاید که ...

و چه خوب گفته است خمینی کبیر :

غم مخور ایام هجران رو به پایان می رود

این خماری از سر ما میگساران می رود




برچسب ها : مرتضی جون میدونم زنده ای و نمردی



سید شهیدان اهل قلم آقا سید مرتضی آوینی :

زمستان سپری شد و سیاهی به زغال ماند و چه باید گفت آنجا که بسیجیان راه صدساله را یک شبه پیمودند و پای نهادند بر معارجی از نور که عرفای سینه سوخته و مدعیان سلوک را به آنجا نپذیرفته اند ، با همه آن هشتاد سال شبها را شب زنده داری و روزها را روزه داری .

وقتی حضرت امام بفرمایند (( در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی ام ))، آنها که افتخارشان به شاگردی امام و نوکری دربانی اوست چه بگویند؟واگر امام را خود نشناخته باشیم ، از آنان که شناخته اند شنیده ایم که آنچه خوبان همه دارند ، او به تنهایی دارد؛جان به فدایش . و اگر نه اینچنین بود ،

مرتضی ما را ببر

خداوند او را شایستگی مقام و منزلتی اینچنین و شان و مرتبتی این همه نمی بخشید. (انفطار صورت ، ص 44-45 )

نجوایی با آقا سید مرتضی :

آری این چنین شد ، آقا سید مرتضی ، روسیاهی برای زغال ماند ، اما این سیاهی روی برخی اززغال هم بیشتر است ،

آری ، آقا سید مرتضی ، بچه که بودم در حریم راه آهن می ایستادم تا قطار حرکت کند و رزمندگان از قطار برایم دست تکان می دادند و یک روز یکی از آنها برایمان یک سربند پرتاب کرد و خود در قطار رفت.

آری ، آقا سید مرتضی، بچه که بودم خیلی دوست داشتم برای یک بار هم شده امام را از نزدیک ببینم ، خیلی دوست داشتم که امام دستی هم بر سر ما بکشد ، اما چقدر زمان سریع گذشت ، جنگ تمام شد ، و بعد به یکباره رسیدیم به سوم ابتدایی سال 68 و خرداد ماه رسید و سپری شد و شد 14 خرداد هم آمد ، اخبار شروع کرد به گفتن

صدا آشنا بود بله حیاتی بود و شروع کرد به صحبت و کاش نمی گفت :

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایتها النفس المطمئنه ، ارجعی الی ربک راصیة مرضیه ، فادخلی فی عبادی ، وادخلی جنتی

انالله و اناالیه راجعون

روح خدا به ملکوت اعلی پیوست

روح بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی به ملکوت اعلا پیوست

روح پیشوای آزادگان جهان به ملکوت اعلا پیوست

و از این دست صحبتها فضای جامعه را پرکرد.

آری ، آقا سید مرتضی ، آنانی که جام زهر را به خمینی نوشاندند ، حالا دیگر راحت شده بودند، جنگی در کار نیست ، شهدا و خانواده هایشان ، جانبازان ، شیمیائی ها ، قطع نخاعی ها ، موجی ها باید به موزه بروند .

دوران ساختن است ، همان زمان را می گویم که توسعه را نقد کردی ، روایت فتح را ساختی ، دردل حکومت اسلامی بدنبال کپی برداری سیاستهای بانک جهانی بر آمدند ، بله سیاست تعدیل ، ژاپن اسلامی ، در دل حکومت اسلامی کاپیتالیسم را بوجود آوردند که با روح اقتصاد اسلامی سازگاری ندارد و به تبع آن فرهنگ لیبرالی که منتج به برهنگی و از بین رفتن فرهنگ اسلامی و ملی خواهد شد و تورم 49 درصدی را مردم که تا دیروز به کاخ نشینان می ارزیدند ، تاریخ مصرفشان تمام شد. و هرکس را کهتوانستند از آن خود کردند و بقیه را هم جور دیگر ساکت کردند.

آری ، آقا سید مرتضی ، تو هم پرکشیدی و در فکه آرام شدی ، خوش بحالت و تو نیز راه صدساله را یک شبه پیمودی وچه راحت شدی زمان بعد را ندیدی .

آه این چه حرفی است که زدم ،مگر نه این است که شهید زنده است و حی و حاضر ، همه چیز را می بیند و نظارت می کند : آخر خودت گفتی که پندار ما اینست که شهدا رفته اند و ما مانده ایم ، حال آنکه شهدا مانده اند و زمان ما را با خود برده است .

بله دیگری آمد با شعار تساهل و تسامح ، حالم بد می شود وقتی درباره فتنه های بوجود آمده در آن دوران فکر می کنم ، به بهانه های واهی جامعه را به آشوب کشیدند وکار رابه جائی رساندند که عکس این سید بزرگوار و امام المسلمین را پاره کردند و خون بر دل ملت و حزب الله کردند .

آری ، آقا سید مرتضی ، زمان اینان نیز سپری شد و مردی آمد از جنس رزمندگان ، خط شکنان ، منتها قیافه نداشت ، تریپ باکلاس نداشت ، ادکلن قیمت بالا نمی زد، به یک معنا مرد عمل بود نه حرف .

آری ، آقا سید مرتضی دوباره قصل انتخاب است و برای من و تو حزب اللهی ملاک و معیار گفته های رهبری است ، نه سیاسیون بی درد که مردم را فقط در انتخابات می شناسند و بس.

آری آقا سید مرتضی ، همه جمع شده اند تا مانع از انتخاب این فرد شود و هر دلیلی پشت پرده باشد مهم نیست ، پولهای اینان ارزش و اعتبار نمی آورد هرچند که اصحاب زر و زور و تزویر دور هم جمع شوند ، ولی ما چیزی داریم که اینان ندارند و آن شهداست و آنانی که در قاموس این سیاسیون تعریفی ندارند ولی حرجی نیست .

آری ، آقا مرتضی ، وعده دیدار نزدیک است ....

آری ، آقا مرتضی ، دستی هم بر سر من بینوا بکش شاید که ...

و چه خوب گفته است خمینی کبیر :

غم مخور ایام هجران رو به پایان می رود

این خماری از سر ما میگساران می رود




برچسب ها : مرتضی جون میدونم زنده ای و نمردی



سید شهیدان اهل قلم آقا سید مرتضی آوینی :

زمستان سپری شد و سیاهی به زغال ماند و چه باید گفت آنجا که بسیجیان راه صدساله را یک شبه پیمودند و پای نهادند بر معارجی از نور که عرفای سینه سوخته و مدعیان سلوک را به آنجا نپذیرفته اند ، با همه آن هشتاد سال شبها را شب زنده داری و روزها را روزه داری .

وقتی حضرت امام بفرمایند (( در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی ام ))، آنها که افتخارشان به شاگردی امام و نوکری دربانی اوست چه بگویند؟واگر امام را خود نشناخته باشیم ، از آنان که شناخته اند شنیده ایم که آنچه خوبان همه دارند ، او به تنهایی دارد؛جان به فدایش . و اگر نه اینچنین بود ،

مرتضی ما را ببر

خداوند او را شایستگی مقام و منزلتی اینچنین و شان و مرتبتی این همه نمی بخشید. (انفطار صورت ، ص 44-45 )

نجوایی با آقا سید مرتضی :

آری این چنین شد ، آقا سید مرتضی ، روسیاهی برای زغال ماند ، اما این سیاهی روی برخی اززغال هم بیشتر است ،

آری ، آقا سید مرتضی ، بچه که بودم در حریم راه آهن می ایستادم تا قطار حرکت کند و رزمندگان از قطار برایم دست تکان می دادند و یک روز یکی از آنها برایمان یک سربند پرتاب کرد و خود در قطار رفت.

آری ، آقا سید مرتضی، بچه که بودم خیلی دوست داشتم برای یک بار هم شده امام را از نزدیک ببینم ، خیلی دوست داشتم که امام دستی هم بر سر ما بکشد ، اما چقدر زمان سریع گذشت ، جنگ تمام شد ، و بعد به یکباره رسیدیم به سوم ابتدایی سال 68 و خرداد ماه رسید و سپری شد و شد 14 خرداد هم آمد ، اخبار شروع کرد به گفتن

صدا آشنا بود بله حیاتی بود و شروع کرد به صحبت و کاش نمی گفت :

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایتها النفس المطمئنه ، ارجعی الی ربک راصیة مرضیه ، فادخلی فی عبادی ، وادخلی جنتی

انالله و اناالیه راجعون

روح خدا به ملکوت اعلی پیوست

روح بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی به ملکوت اعلا پیوست

روح پیشوای آزادگان جهان به ملکوت اعلا پیوست

و از این دست صحبتها فضای جامعه را پرکرد.

آری ، آقا سید مرتضی ، آنانی که جام زهر را به خمینی نوشاندند ، حالا دیگر راحت شده بودند، جنگی در کار نیست ، شهدا و خانواده هایشان ، جانبازان ، شیمیائی ها ، قطع نخاعی ها ، موجی ها باید به موزه بروند .

دوران ساختن است ، همان زمان را می گویم که توسعه را نقد کردی ، روایت فتح را ساختی ، دردل حکومت اسلامی بدنبال کپی برداری سیاستهای بانک جهانی بر آمدند ، بله سیاست تعدیل ، ژاپن اسلامی ، در دل حکومت اسلامی کاپیتالیسم را بوجود آوردند که با روح اقتصاد اسلامی سازگاری ندارد و به تبع آن فرهنگ لیبرالی که منتج به برهنگی و از بین رفتن فرهنگ اسلامی و ملی خواهد شد و تورم 49 درصدی را مردم که تا دیروز به کاخ نشینان می ارزیدند ، تاریخ مصرفشان تمام شد. و هرکس را کهتوانستند از آن خود کردند و بقیه را هم جور دیگر ساکت کردند.

آری ، آقا سید مرتضی ، تو هم پرکشیدی و در فکه آرام شدی ، خوش بحالت و تو نیز راه صدساله را یک شبه پیمودی وچه راحت شدی زمان بعد را ندیدی .

آه این چه حرفی است که زدم ،مگر نه این است که شهید زنده است و حی و حاضر ، همه چیز را می بیند و نظارت می کند : آخر خودت گفتی که پندار ما اینست که شهدا رفته اند و ما مانده ایم ، حال آنکه شهدا مانده اند و زمان ما را با خود برده است .

بله دیگری آمد با شعار تساهل و تسامح ، حالم بد می شود وقتی درباره فتنه های بوجود آمده در آن دوران فکر می کنم ، به بهانه های واهی جامعه را به آشوب کشیدند وکار رابه جائی رساندند که عکس این سید بزرگوار و امام المسلمین را پاره کردند و خون بر دل ملت و حزب الله کردند .

آری ، آقا سید مرتضی ، زمان اینان نیز سپری شد و مردی آمد از جنس رزمندگان ، خط شکنان ، منتها قیافه نداشت ، تریپ باکلاس نداشت ، ادکلن قیمت بالا نمی زد، به یک معنا مرد عمل بود نه حرف .

آری ، آقا سید مرتضی دوباره قصل انتخاب است و برای من و تو حزب اللهی ملاک و معیار گفته های رهبری است ، نه سیاسیون بی درد که مردم را فقط در انتخابات می شناسند و بس.

آری آقا سید مرتضی ، همه جمع شده اند تا مانع از انتخاب این فرد شود و هر دلیلی پشت پرده باشد مهم نیست ، پولهای اینان ارزش و اعتبار نمی آورد هرچند که اصحاب زر و زور و تزویر دور هم جمع شوند ، ولی ما چیزی داریم که اینان ندارند و آن شهداست و آنانی که در قاموس این سیاسیون تعریفی ندارند ولی حرجی نیست .

آری ، آقا مرتضی ، وعده دیدار نزدیک است ....

آری ، آقا مرتضی ، دستی هم بر سر من بینوا بکش شاید که ...

و چه خوب گفته است خمینی کبیر :

غم مخور ایام هجران رو به پایان می رود

این خماری از سر ما میگساران می رود




برچسب ها : مرتضی جون میدونم زنده ای و نمردی



سید شهیدان اهل قلم آقا سید مرتضی آوینی :

زمستان سپری شد و سیاهی به زغال ماند و چه باید گفت آنجا که بسیجیان راه صدساله را یک شبه پیمودند و پای نهادند بر معارجی از نور که عرفای سینه سوخته و مدعیان سلوک را به آنجا نپذیرفته اند ، با همه آن هشتاد سال شبها را شب زنده داری و روزها را روزه داری .

وقتی حضرت امام بفرمایند (( در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی ام ))، آنها که افتخارشان به شاگردی امام و نوکری دربانی اوست چه بگویند؟واگر امام را خود نشناخته باشیم ، از آنان که شناخته اند شنیده ایم که آنچه خوبان همه دارند ، او به تنهایی دارد؛جان به فدایش . و اگر نه اینچنین بود ،

مرتضی ما را ببر

خداوند او را شایستگی مقام و منزلتی اینچنین و شان و مرتبتی این همه نمی بخشید. (انفطار صورت ، ص 44-45 )

نجوایی با آقا سید مرتضی :

آری این چنین شد ، آقا سید مرتضی ، روسیاهی برای زغال ماند ، اما این سیاهی روی برخی اززغال هم بیشتر است ،

آری ، آقا سید مرتضی ، بچه که بودم در حریم راه آهن می ایستادم تا قطار حرکت کند و رزمندگان از قطار برایم دست تکان می دادند و یک روز یکی از آنها برایمان یک سربند پرتاب کرد و خود در قطار رفت.

آری ، آقا سید مرتضی، بچه که بودم خیلی دوست داشتم برای یک بار هم شده امام را از نزدیک ببینم ، خیلی دوست داشتم که امام دستی هم بر سر ما بکشد ، اما چقدر زمان سریع گذشت ، جنگ تمام شد ، و بعد به یکباره رسیدیم به سوم ابتدایی سال 68 و خرداد ماه رسید و سپری شد و شد 14 خرداد هم آمد ، اخبار شروع کرد به گفتن

صدا آشنا بود بله حیاتی بود و شروع کرد به صحبت و کاش نمی گفت :

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایتها النفس المطمئنه ، ارجعی الی ربک راصیة مرضیه ، فادخلی فی عبادی ، وادخلی جنتی

انالله و اناالیه راجعون

روح خدا به ملکوت اعلی پیوست

روح بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی به ملکوت اعلا پیوست

روح پیشوای آزادگان جهان به ملکوت اعلا پیوست

و از این دست صحبتها فضای جامعه را پرکرد.

آری ، آقا سید مرتضی ، آنانی که جام زهر را به خمینی نوشاندند ، حالا دیگر راحت شده بودند، جنگی در کار نیست ، شهدا و خانواده هایشان ، جانبازان ، شیمیائی ها ، قطع نخاعی ها ، موجی ها باید به موزه بروند .

دوران ساختن است ، همان زمان را می گویم که توسعه را نقد کردی ، روایت فتح را ساختی ، دردل حکومت اسلامی بدنبال کپی برداری سیاستهای بانک جهانی بر آمدند ، بله سیاست تعدیل ، ژاپن اسلامی ، در دل حکومت اسلامی کاپیتالیسم را بوجود آوردند که با روح اقتصاد اسلامی سازگاری ندارد و به تبع آن فرهنگ لیبرالی که منتج به برهنگی و از بین رفتن فرهنگ اسلامی و ملی خواهد شد و تورم 49 درصدی را مردم که تا دیروز به کاخ نشینان می ارزیدند ، تاریخ مصرفشان تمام شد. و هرکس را کهتوانستند از آن خود کردند و بقیه را هم جور دیگر ساکت کردند.

آری ، آقا سید مرتضی ، تو هم پرکشیدی و در فکه آرام شدی ، خوش بحالت و تو نیز راه صدساله را یک شبه پیمودی وچه راحت شدی زمان بعد را ندیدی .

آه این چه حرفی است که زدم ،مگر نه این است که شهید زنده است و حی و حاضر ، همه چیز را می بیند و نظارت می کند : آخر خودت گفتی که پندار ما اینست که شهدا رفته اند و ما مانده ایم ، حال آنکه شهدا مانده اند و زمان ما را با خود برده است .

بله دیگری آمد با شعار تساهل و تسامح ، حالم بد می شود وقتی درباره فتنه های بوجود آمده در آن دوران فکر می کنم ، به بهانه های واهی جامعه را به آشوب کشیدند وکار رابه جائی رساندند که عکس این سید بزرگوار و امام المسلمین را پاره کردند و خون بر دل ملت و حزب الله کردند .

آری ، آقا سید مرتضی ، زمان اینان نیز سپری شد و مردی آمد از جنس رزمندگان ، خط شکنان ، منتها قیافه نداشت ، تریپ باکلاس نداشت ، ادکلن قیمت بالا نمی زد، به یک معنا مرد عمل بود نه حرف .

آری ، آقا سید مرتضی دوباره قصل انتخاب است و برای من و تو حزب اللهی ملاک و معیار گفته های رهبری است ، نه سیاسیون بی درد که مردم را فقط در انتخابات می شناسند و بس.

آری آقا سید مرتضی ، همه جمع شده اند تا مانع از انتخاب این فرد شود و هر دلیلی پشت پرده باشد مهم نیست ، پولهای اینان ارزش و اعتبار نمی آورد هرچند که اصحاب زر و زور و تزویر دور هم جمع شوند ، ولی ما چیزی داریم که اینان ندارند و آن شهداست و آنانی که در قاموس این سیاسیون تعریفی ندارند ولی حرجی نیست .

آری ، آقا مرتضی ، وعده دیدار نزدیک است ....

آری ، آقا مرتضی ، دستی هم بر سر من بینوا بکش شاید که ...

و چه خوب گفته است خمینی کبیر :

غم مخور ایام هجران رو به پایان می رود

این خماری از سر ما میگساران می رود




برچسب ها : مرتضی جون میدونم زنده ای و نمردی



سید شهیدان اهل قلم آقا سید مرتضی آوینی :

زمستان سپری شد و سیاهی به زغال ماند و چه باید گفت آنجا که بسیجیان راه صدساله را یک شبه پیمودند و پای نهادند بر معارجی از نور که عرفای سینه سوخته و مدعیان سلوک را به آنجا نپذیرفته اند ، با همه آن هشتاد سال شبها را شب زنده داری و روزها را روزه داری .

وقتی حضرت امام بفرمایند (( در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی ام ))، آنها که افتخارشان به شاگردی امام و نوکری دربانی اوست چه بگویند؟واگر امام را خود نشناخته باشیم ، از آنان که شناخته اند شنیده ایم که آنچه خوبان همه دارند ، او به تنهایی دارد؛جان به فدایش . و اگر نه اینچنین بود ،

مرتضی ما را ببر

خداوند او را شایستگی مقام و منزلتی اینچنین و شان و مرتبتی این همه نمی بخشید. (انفطار صورت ، ص 44-45 )

نجوایی با آقا سید مرتضی :

آری این چنین شد ، آقا سید مرتضی ، روسیاهی برای زغال ماند ، اما این سیاهی روی برخی اززغال هم بیشتر است ،

آری ، آقا سید مرتضی ، بچه که بودم در حریم راه آهن می ایستادم تا قطار حرکت کند و رزمندگان از قطار برایم دست تکان می دادند و یک روز یکی از آنها برایمان یک سربند پرتاب کرد و خود در قطار رفت.

آری ، آقا سید مرتضی، بچه که بودم خیلی دوست داشتم برای یک بار هم شده امام را از نزدیک ببینم ، خیلی دوست داشتم که امام دستی هم بر سر ما بکشد ، اما چقدر زمان سریع گذشت ، جنگ تمام شد ، و بعد به یکباره رسیدیم به سوم ابتدایی سال 68 و خرداد ماه رسید و سپری شد و شد 14 خرداد هم آمد ، اخبار شروع کرد به گفتن

صدا آشنا بود بله حیاتی بود و شروع کرد به صحبت و کاش نمی گفت :

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایتها النفس المطمئنه ، ارجعی الی ربک راصیة مرضیه ، فادخلی فی عبادی ، وادخلی جنتی

انالله و اناالیه راجعون

روح خدا به ملکوت اعلی پیوست

روح بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی به ملکوت اعلا پیوست

روح پیشوای آزادگان جهان به ملکوت اعلا پیوست

و از این دست صحبتها فضای جامعه را پرکرد.

آری ، آقا سید مرتضی ، آنانی که جام زهر را به خمینی نوشاندند ، حالا دیگر راحت شده بودند، جنگی در کار نیست ، شهدا و خانواده هایشان ، جانبازان ، شیمیائی ها ، قطع نخاعی ها ، موجی ها باید به موزه بروند .

دوران ساختن است ، همان زمان را می گویم که توسعه را نقد کردی ، روایت فتح را ساختی ، دردل حکومت اسلامی بدنبال کپی برداری سیاستهای بانک جهانی بر آمدند ، بله سیاست تعدیل ، ژاپن اسلامی ، در دل حکومت اسلامی کاپیتالیسم را بوجود آوردند که با روح اقتصاد اسلامی سازگاری ندارد و به تبع آن فرهنگ لیبرالی که منتج به برهنگی و از بین رفتن فرهنگ اسلامی و ملی خواهد شد و تورم 49 درصدی را مردم که تا دیروز به کاخ نشینان می ارزیدند ، تاریخ مصرفشان تمام شد. و هرکس را کهتوانستند از آن خود کردند و بقیه را هم جور دیگر ساکت کردند.

آری ، آقا سید مرتضی ، تو هم پرکشیدی و در فکه آرام شدی ، خوش بحالت و تو نیز راه صدساله را یک شبه پیمودی وچه راحت شدی زمان بعد را ندیدی .

آه این چه حرفی است که زدم ،مگر نه این است که شهید زنده است و حی و حاضر ، همه چیز را می بیند و نظارت می کند : آخر خودت گفتی که پندار ما اینست که شهدا رفته اند و ما مانده ایم ، حال آنکه شهدا مانده اند و زمان ما را با خود برده است .

بله دیگری آمد با شعار تساهل و تسامح ، حالم بد می شود وقتی درباره فتنه های بوجود آمده در آن دوران فکر می کنم ، به بهانه های واهی جامعه را به آشوب کشیدند وکار رابه جائی رساندند که عکس این سید بزرگوار و امام المسلمین را پاره کردند و خون بر دل ملت و حزب الله کردند .

آری ، آقا سید مرتضی ، زمان اینان نیز سپری شد و مردی آمد از جنس رزمندگان ، خط شکنان ، منتها قیافه نداشت ، تریپ باکلاس نداشت ، ادکلن قیمت بالا نمی زد، به یک معنا مرد عمل بود نه حرف .

آری ، آقا سید مرتضی دوباره قصل انتخاب است و برای من و تو حزب اللهی ملاک و معیار گفته های رهبری است ، نه سیاسیون بی درد که مردم را فقط در انتخابات می شناسند و بس.

آری آقا سید مرتضی ، همه جمع شده اند تا مانع از انتخاب این فرد شود و هر دلیلی پشت پرده باشد مهم نیست ، پولهای اینان ارزش و اعتبار نمی آورد هرچند که اصحاب زر و زور و تزویر دور هم جمع شوند ، ولی ما چیزی داریم که اینان ندارند و آن شهداست و آنانی که در قاموس این سیاسیون تعریفی ندارند ولی حرجی نیست .

آری ، آقا مرتضی ، وعده دیدار نزدیک است ....

آری ، آقا مرتضی ، دستی هم بر سر من بینوا بکش شاید که ...

و چه خوب گفته است خمینی کبیر :

غم مخور ایام هجران رو به پایان می رود

این خماری از سر ما میگساران می رود




برچسب ها : مرتضی جون میدونم زنده ای و نمردی



سید شهیدان اهل قلم آقا سید مرتضی آوینی :

زمستان سپری شد و سیاهی به زغال ماند و چه باید گفت آنجا که بسیجیان راه صدساله را یک شبه پیمودند و پای نهادند بر معارجی از نور که عرفای سینه سوخته و مدعیان سلوک را به آنجا نپذیرفته اند ، با همه آن هشتاد سال شبها را شب زنده داری و روزها را روزه داری .

وقتی حضرت امام بفرمایند (( در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی ام ))، آنها که افتخارشان به شاگردی امام و نوکری دربانی اوست چه بگویند؟واگر امام را خود نشناخته باشیم ، از آنان که شناخته اند شنیده ایم که آنچه خوبان همه دارند ، او به تنهایی دارد؛جان به فدایش . و اگر نه اینچنین بود ،

مرتضی ما را ببر

خداوند او را شایستگی مقام و منزلتی اینچنین و شان و مرتبتی این همه نمی بخشید. (انفطار صورت ، ص 44-45 )

نجوایی با آقا سید مرتضی :

آری این چنین شد ، آقا سید مرتضی ، روسیاهی برای زغال ماند ، اما این سیاهی روی برخی اززغال هم بیشتر است ،

آری ، آقا سید مرتضی ، بچه که بودم در حریم راه آهن می ایستادم تا قطار حرکت کند و رزمندگان از قطار برایم دست تکان می دادند و یک روز یکی از آنها برایمان یک سربند پرتاب کرد و خود در قطار رفت.

آری ، آقا سید مرتضی، بچه که بودم خیلی دوست داشتم برای یک بار هم شده امام را از نزدیک ببینم ، خیلی دوست داشتم که امام دستی هم بر سر ما بکشد ، اما چقدر زمان سریع گذشت ، جنگ تمام شد ، و بعد به یکباره رسیدیم به سوم ابتدایی سال 68 و خرداد ماه رسید و سپری شد و شد 14 خرداد هم آمد ، اخبار شروع کرد به گفتن

صدا آشنا بود بله حیاتی بود و شروع کرد به صحبت و کاش نمی گفت :

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایتها النفس المطمئنه ، ارجعی الی ربک راصیة مرضیه ، فادخلی فی عبادی ، وادخلی جنتی

انالله و اناالیه راجعون

روح خدا به ملکوت اعلی پیوست

روح بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی به ملکوت اعلا پیوست

روح پیشوای آزادگان جهان به ملکوت اعلا پیوست

و از این دست صحبتها فضای جامعه را پرکرد.

آری ، آقا سید مرتضی ، آنانی که جام زهر را به خمینی نوشاندند ، حالا دیگر راحت شده بودند، جنگی در کار نیست ، شهدا و خانواده هایشان ، جانبازان ، شیمیائی ها ، قطع نخاعی ها ، موجی ها باید به موزه بروند .

دوران ساختن است ، همان زمان را می گویم که توسعه را نقد کردی ، روایت فتح را ساختی ، دردل حکومت اسلامی بدنبال کپی برداری سیاستهای بانک جهانی بر آمدند ، بله سیاست تعدیل ، ژاپن اسلامی ، در دل حکومت اسلامی کاپیتالیسم را بوجود آوردند که با روح اقتصاد اسلامی سازگاری ندارد و به تبع آن فرهنگ لیبرالی که منتج به برهنگی و از بین رفتن فرهنگ اسلامی و ملی خواهد شد و تورم 49 درصدی را مردم که تا دیروز به کاخ نشینان می ارزیدند ، تاریخ مصرفشان تمام شد. و هرکس را کهتوانستند از آن خود کردند و بقیه را هم جور دیگر ساکت کردند.

آری ، آقا سید مرتضی ، تو هم پرکشیدی و در فکه آرام شدی ، خوش بحالت و تو نیز راه صدساله را یک شبه پیمودی وچه راحت شدی زمان بعد را ندیدی .

آه این چه حرفی است که زدم ،مگر نه این است که شهید زنده است و حی و حاضر ، همه چیز را می بیند و نظارت می کند : آخر خودت گفتی که پندار ما اینست که شهدا رفته اند و ما مانده ایم ، حال آنکه شهدا مانده اند و زمان ما را با خود برده است .

بله دیگری آمد با شعار تساهل و تسامح ، حالم بد می شود وقتی درباره فتنه های بوجود آمده در آن دوران فکر می کنم ، به بهانه های واهی جامعه را به آشوب کشیدند وکار رابه جائی رساندند که عکس این سید بزرگوار و امام المسلمین را پاره کردند و خون بر دل ملت و حزب الله کردند .

آری ، آقا سید مرتضی ، زمان اینان نیز سپری شد و مردی آمد از جنس رزمندگان ، خط شکنان ، منتها قیافه نداشت ، تریپ باکلاس نداشت ، ادکلن قیمت بالا نمی زد، به یک معنا مرد عمل بود نه حرف .

آری ، آقا سید مرتضی دوباره قصل انتخاب است و برای من و تو حزب اللهی ملاک و معیار گفته های رهبری است ، نه سیاسیون بی درد که مردم را فقط در انتخابات می شناسند و بس.

آری آقا سید مرتضی ، همه جمع شده اند تا مانع از انتخاب این فرد شود و هر دلیلی پشت پرده باشد مهم نیست ، پولهای اینان ارزش و اعتبار نمی آورد هرچند که اصحاب زر و زور و تزویر دور هم جمع شوند ، ولی ما چیزی داریم که اینان ندارند و آن شهداست و آنانی که در قاموس این سیاسیون تعریفی ندارند ولی حرجی نیست .

آری ، آقا مرتضی ، وعده دیدار نزدیک است ....

آری ، آقا مرتضی ، دستی هم بر سر من بینوا بکش شاید که ...

و چه خوب گفته است خمینی کبیر :

غم مخور ایام هجران رو به پایان می رود

این خماری از سر ما میگساران می رود




برچسب ها : مرتضی جون میدونم زنده ای و نمردی



سید شهیدان اهل قلم آقا سید مرتضی آوینی :

زمستان سپری شد و سیاهی به زغال ماند و چه باید گفت آنجا که بسیجیان راه صدساله را یک شبه پیمودند و پای نهادند بر معارجی از نور که عرفای سینه سوخته و مدعیان سلوک را به آنجا نپذیرفته اند ، با همه آن هشتاد سال شبها را شب زنده داری و روزها را روزه داری .

وقتی حضرت امام بفرمایند (( در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی ام ))، آنها که افتخارشان به شاگردی امام و نوکری دربانی اوست چه بگویند؟واگر امام را خود نشناخته باشیم ، از آنان که شناخته اند شنیده ایم که آنچه خوبان همه دارند ، او به تنهایی دارد؛جان به فدایش . و اگر نه اینچنین بود ،

مرتضی ما را ببر

خداوند او را شایستگی مقام و منزلتی اینچنین و شان و مرتبتی این همه نمی بخشید. (انفطار صورت ، ص 44-45 )

نجوایی با آقا سید مرتضی :

آری این چنین شد ، آقا سید مرتضی ، روسیاهی برای زغال ماند ، اما این سیاهی روی برخی اززغال هم بیشتر است ،

آری ، آقا سید مرتضی ، بچه که بودم در حریم راه آهن می ایستادم تا قطار حرکت کند و رزمندگان از قطار برایم دست تکان می دادند و یک روز یکی از آنها برایمان یک سربند پرتاب کرد و خود در قطار رفت.

آری ، آقا سید مرتضی، بچه که بودم خیلی دوست داشتم برای یک بار هم شده امام را از نزدیک ببینم ، خیلی دوست داشتم که امام دستی هم بر سر ما بکشد ، اما چقدر زمان سریع گذشت ، جنگ تمام شد ، و بعد به یکباره رسیدیم به سوم ابتدایی سال 68 و خرداد ماه رسید و سپری شد و شد 14 خرداد هم آمد ، اخبار شروع کرد به گفتن

صدا آشنا بود بله حیاتی بود و شروع کرد به صحبت و کاش نمی گفت :

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایتها النفس المطمئنه ، ارجعی الی ربک راصیة مرضیه ، فادخلی فی عبادی ، وادخلی جنتی

انالله و اناالیه راجعون

روح خدا به ملکوت اعلی پیوست

روح بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی به ملکوت اعلا پیوست

روح پیشوای آزادگان جهان به ملکوت اعلا پیوست

و از این دست صحبتها فضای جامعه را پرکرد.

آری ، آقا سید مرتضی ، آنانی که جام زهر را به خمینی نوشاندند ، حالا دیگر راحت شده بودند، جنگی در کار نیست ، شهدا و خانواده هایشان ، جانبازان ، شیمیائی ها ، قطع نخاعی ها ، موجی ها باید به موزه بروند .

دوران ساختن است ، همان زمان را می گویم که توسعه را نقد کردی ، روایت فتح را ساختی ، دردل حکومت اسلامی بدنبال کپی برداری سیاستهای بانک جهانی بر آمدند ، بله سیاست تعدیل ، ژاپن اسلامی ، در دل حکومت اسلامی کاپیتالیسم را بوجود آوردند که با روح اقتصاد اسلامی سازگاری ندارد و به تبع آن فرهنگ لیبرالی که منتج به برهنگی و از بین رفتن فرهنگ اسلامی و ملی خواهد شد و تورم 49 درصدی را مردم که تا دیروز به کاخ نشینان می ارزیدند ، تاریخ مصرفشان تمام شد. و هرکس را کهتوانستند از آن خود کردند و بقیه را هم جور دیگر ساکت کردند.

آری ، آقا سید مرتضی ، تو هم پرکشیدی و در فکه آرام شدی ، خوش بحالت و تو نیز راه صدساله را یک شبه پیمودی وچه راحت شدی زمان بعد را ندیدی .

آه این چه حرفی است که زدم ،مگر نه این است که شهید زنده است و حی و حاضر ، همه چیز را می بیند و نظارت می کند : آخر خودت گفتی که پندار ما اینست که شهدا رفته اند و ما مانده ایم ، حال آنکه شهدا مانده اند و زمان ما را با خود برده است .

بله دیگری آمد با شعار تساهل و تسامح ، حالم بد می شود وقتی درباره فتنه های بوجود آمده در آن دوران فکر می کنم ، به بهانه های واهی جامعه را به آشوب کشیدند وکار رابه جائی رساندند که عکس این سید بزرگوار و امام المسلمین را پاره کردند و خون بر دل ملت و حزب الله کردند .

آری ، آقا سید مرتضی ، زمان اینان نیز سپری شد و مردی آمد از جنس رزمندگان ، خط شکنان ، منتها قیافه نداشت ، تریپ باکلاس نداشت ، ادکلن قیمت بالا نمی زد، به یک معنا مرد عمل بود نه حرف .

آری ، آقا سید مرتضی دوباره قصل انتخاب است و برای من و تو حزب اللهی ملاک و معیار گفته های رهبری است ، نه سیاسیون بی درد که مردم را فقط در انتخابات می شناسند و بس.

آری آقا سید مرتضی ، همه جمع شده اند تا مانع از انتخاب این فرد شود و هر دلیلی پشت پرده باشد مهم نیست ، پولهای اینان ارزش و اعتبار نمی آورد هرچند که اصحاب زر و زور و تزویر دور هم جمع شوند ، ولی ما چیزی داریم که اینان ندارند و آن شهداست و آنانی که در قاموس این سیاسیون تعریفی ندارند ولی حرجی نیست .

آری ، آقا مرتضی ، وعده دیدار نزدیک است ....

آری ، آقا مرتضی ، دستی هم بر سر من بینوا بکش شاید که ...

و چه خوب گفته است خمینی کبیر :

غم مخور ایام هجران رو به پایان می رود

این خماری از سر ما میگساران می رود




برچسب ها : مرتضی جون میدونم زنده ای و نمردی