برداشتی از سخنان خطبه اول هاشمی

آقای هاشمی از تفرقه و وحدت صحبت به میان آورده اند و اینکه پیامبر اکرم (ص) در سایه وحدت به پیروزی نائل آمده اند.

صحبت از وحدت در این سالها بسیارشده است و حال اینکه جدی ترین سوال در این رابطه این است که وحدت باید بر اساس چه معیاری تعریف ، تبیین و مورد استفاد قرار بگیرد؟ پیامبر اکرم وحدت را ایجاد کرده بودند و یک معیار می تواند شخص وجود پیامبر اکرم باشد ، در مورد پذیرش پیامبر در ذهن مردم نیز می توان چند جور سوال مطرح کرد : اولا عده ای واقعا پیامبر و افکار او را پذیرفته اند. در راه این افکار حاضرند جانفشانی کنند و حتی اگر پیامبر برای آنان مسندی و پستی قائل نشوند ، چون پیامبر را بعنوان فرستاده خدا پذیرفته اند و سخنان او را الهی و برداشتهایش را کامل می دانند خود را ملزم به اطاعت و متابعت مطلق می دانند حتی اگر برخلاف خواسته هایشان باشد. نماد این اشخاص اباذر غفاری ها ، سلمان ، عمار یاسر و غیره هستند.

دیگرانی هستند که از ابتدا هم علاقه ای به پیامبر ندارند ( افکار پیامبر) و تربیت نشده اند و در ظاهر و ان هم از روی اضطرار و مثل معروف فارسی که گر نخواهی شوی رسوا همرنگ جماعت شو ، پذیرفته اند و در این بین ممکن است اشخاص وجهه دار ی که در داشتن سابقه و ظاهرا فداکاری و شیخوخیت گرایی و ریش سفیدی که هرکه سنش بیشتر است بهتر می فهمد نیز وجود داشته باشند . و کسانی که از راه خارج شده اند و علی رغم اینکه می دانند نظر پیامبر درباره صلاح جامعه چیست ؟ نظر پیامبر درباره رهبری و هدایت اجتماع که همان نظر حضرت رب العالمین است را خوب می دانند و با ان از سر لجاجت بر می خیزند و دست به تحرکاتی می زنند که قرن هاست بشر از عقوبت آن نتوانسته است در امان بماند.

شما که الحمدلله تاریخ را خوب بلدید ، لابد می دانید که پیامبر اکرم اولین شخصی است که خط بطلان کشید بر شیخوخیت و عصبیت گرایی و جریان فرماندهی اسامه نوزده ساله را در مقابل کسانی که ظاهرا ید طولائی در اسلام دارند و اسلام این اشخاص ظاهری است و به فرموده رهبری بحث ریزش و رویش را مطرح کردند ، اتفاق می افتد و اینجاست که مدیریت فرد جوان به پیر می چربد که امروزه هم در مدیریت آن را پذیرفته اند چرا که اهل ریسک است ، انرژی دارد و با همین توان جوانی می تواند بسیاری از مشکلات را مرتفع کند و همین جوانان بودند که صحنه های حماسی دوران دفاع مقدس را آفریدند و بدون اینکه وجبی از خاک را بدهند دشمن تا بن دندان مسلح را زمین گیر کنند و پیروزی بیافرینند.

مطلب سوم در این رابطه منفعت طلبانی هستند که باد از هر طرف بوزد ان طرفی هستند و برایشان فرقی نمی کند علی باشد یا کسانی دیگر و اصل قضیه را هم حداقل در ظاهر نمی پذیرند و با ایجاد تهمت و شانتاژ به ضربه زدن می پردازند و در ظاهر با همه هستند ولی با روحیه نفاق و دورویی خود به ایجاد کینه ، بزرگ نمائی و دروغ پردازی مشغولند.

اما مطلب بعدی اینست که جناب هاشمی

همچنان که حرکت پیامبر محصور در اشخاص خاص نبود و پذیرش مردم را نیز داشت و همان اندازه که دیگران فداکاری کردند عمار یاسرها ، سمیه ها ، اباذرها ، سلمان ها و غیره نیز تکلیف خود را به انقلاب پیامبر انجام دادند. محصور کردن انقلاب بین خود و چند نفر معدود ظلم به انقلاب است و در دراز مدت لطمات جبران ناپذیری را می زند و همین مساله متاسفانه در روند اجرای دولت شما نیز مشهود است که دولت را فقط در خودتان دیدید و اینکه می بینید دیگران چنین رفتاری را دارند زاییده تفکرات خود شماست.

اما در مورد ایجاد تفرقه که چیز خوبی نیست برای هیچ جامعه ای بخصوص جامعه اسلامی ما ، اولا تفرقه را چه کسانی ایجاد کردند ؟ منشا تفرقه از کجاست ؟ و اینکه مدام از تفرقه صحبت کردن و منشا آن و علل بوجود آمدن آن را بیان نکنیم چه دردی از آلام اجتماع را درمان می کند ؟ رابطه بین تفرقه و سهم خواهی در اجتماع چیست؟ اینکه قانون زمانی خوب و قابل احترام است که کفه آن به نفع ما رقم بخورد و اگر بر مذاق ما خوش نیامد ، هر طور که بخواهیم با آن برخورد کنیم ، جامعه را تهدید به آشوب کنیم ، خونهای بسیاری به دلیل نامعلوم ریخته شود که چون برخلاف نظر آقایی و خانواده آن انتخاب شده است . آیا با این اشخاص که حلا دیگر نهاد و باطن خود را نشان داده اند و به نوعی در جامعه اسلامی خلل ایجاد کرده اند و اعلان جنگ و عرض اندام می کنند می توان وحدت کرد؟ مثل این می ماندکه در زمان جنگ هشت ساله که با رژیم بعث عراق می جنگیدیم نه مردم عراق ، مسلمان بودند ، چرا وحدت نکردیم و از هر دو طرف کشته ها و زخمی ها و جانبازان بسیاری به جا ماند که به علت مهاجم بودن آنان ، حکم شهید و جانباز بر آنان جاری نیست و ما بودیم که دفاع کردیم . آیا علی (ع) با نهروانیان وحدت کرد؟ با صفینیان چطورو یا با جملیان چطور؟ تاریخ گواه می دهد که نکرد.

جناب هاشمی ، ریشه این همه عداوت چیست ؟ آیا چیزی جز خودخواهی های دورنی و متکبرانه است .

اینکه به یکباره هنوز همه چیز تمام نشده ، فتنه ها بروز می کند و به یکباره شهر به آتش کشیده می شود ، نشان از کار تشکیلاتی و حساب شده می باشد و کار یک شب و روز نیست این چیزها. جناب هاشمی باید بین انقلاب و دلبستگی ها ، یکی را برگزید ، باید بین حسین بن علی و گندم ری یکی را برگزید. شما نمی توانی هم این طرف را داشته باشی ، هم آن طرف را . بین عصبیت و قوم گرایی و حقیقت گرایی یکی را برگزید. همان طور که دین مبین اسلام و تشیع علوی در راس همه ناز کسی را در همراهی نمی کشد و این اشخاص هستند که به سبب چیزهایی که بیان شد ، آبرو کسب می کنند نه اسلام به آبروی آنان است ، مسیر مشخص خود را چه با اینان و بی اینان طی خواهد کرد تا به سرمنزل مقصود رسیده و بدست صاحبش سپرده شود ، همان طور که شهدای ما خواسته اند .

جناب آقای هاشمی ، با افراد مساله ساز ، دو رنگ ، چاپلوس ، غارتگران بیت المال نمی توان وحدت کرد ، زمانی می توان وحدت را در جامعه خواهان شد که قوانین اسلامی بدون هیچ اغماضی اجرایی شود و به جای الگو برداری از غربی ها که تاریخ معاصر ما خیانتهای این جماعت سودجو را به یاد دارد ، تکیه بر اسلام ناب محمدی ( ص) و دوری از اسلام امریکائی میسر ساخت.

جناب هاشمی، مطلب دیگر در رابطه با وحدت و دوری از تفرقه ، جمع شدن زیر بیرق ولی امر مسلمین جهان است . شما که این همه تاکید بر وحدت دارید ، چرا از ولایت فقیه متابعت نمی کنید ؟ چرا اشخاص سببی و نسبی شما در گیر و دار شلوغی ها و تحریک ها نقش داشتند ؟ و اگر افراد عادی نیز این کار را می کردند با آنها این چنین برخورد می کردید؟ الله اعلم

جناب هاشمی ، نقطه تفرقه در اجتماع همین اشخاص هستند . باید برای از بین بردن تفرقه و رسیدن به وحدت با این اشخاص بدون هیچ تعارفی برخورد کرد.

امیدوارم خدا به ما بینش حیدری عطا بفرماید.

یا علی مدد تیرماه 1388




برچسب ها : برداشت = سخنان بزرگان